خانه / سیاسی / نوروز یعنی مهربانی

نوروز یعنی مهربانی

            روژان آرمانپور

داستان نو شدن سال و فرا رسیدن نوروز از نظر من تنها یک رستاخیز طبیعت نیست درست است که مبنا و پایه این سرآغاز شروع سالی تازه و نو شدن است اما بدون شک اگر زمین خالی از سکنه بود و هرسال هم بدین شکل گردش فصل‌ها فرا می‌رسید و بهار و نوروز به فرض طبیعی و بدون این نامگذاری و مراسم نوروز فرا می‌رسید نه نوروز معنی داشت و نه کسی در آن روز جشن می‌گرفت و شادی می‌کرد.
نوروز با انسان‌ها معنی می‌یابد و در واقع نوروز جشنی است از تکرار زیستن نوع انسان با این تغییر فصل و نو شدن‌ها و این مردم هستند که با نو شدن سال و همراه با طبیعت حالشان دگرگون می‌شود وقتی که هرساله به نوروز نزدیک می‌شویم همه حال و هوای دیگری دارند بعضی‌ها خانه تکانی می‌کنند و بعضی‌ها دل‌هایشان را می‌تکانند، خلاصه هرکسی به نوعی جنب و جوشی دارد و سرگرم است. روزهای پایانی اسفند وقتی که پنجره ایوان را باز می‌کنی؛ نسیمی خوش آواز رقصان رقصان تمام وجودت را فرا می‌گیرد انگار تولدی دوباره در پیش است و هرکسی در درونش احساس تازه می‌روید و این احساس به تمام شهر و روستاها سرایت می‌کند.
به نوروز نزدیک‌تر که می‌شویم ازدحام خیابان‌های شهر بیشتر می‌شود و در میان این همه شلوغی تصاویر زیبایی خلق می‌شوند بدیع و نو و رنگی، از پدری که دست فرزندانش را می‌گیرد و به سراغ به مغازه‌ها می‌رود تا دخترک کوچکی که دست مادرش را می‌فشارد که تا با خریدن دستی لباس نو، سال تازه را در دورنش خلق کند و بسیارند از این مهربانی‌ها و اهمیت دادن‌های آدمی به این نوشدگی و هرکسی میلی و نیازی و آرزویی و خواسته‌ایی دارد اما من در این همه هیاهوی عید دنبال چیز دیگری می‌گردم بعد از کمی گذر کردن به کسی اشاره می‌کنم، عید برای من دقیق از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که انگشت اشاره‌ام را برای کسی نشان می‌کنم در دلم تکرار می‌کنم عید من یعنی لبخند آن کسی که به لباس‌هایش می‌نگرد و خودش را با هم سن و سال‌هایش مقایسه می‌کند یادتان هست کودک که بودیم دل‌هایمان چقدر بزرگ بود بزرگتر که شدیم دل‌هایمان روز به روز کوچکتر شد چه تضاد وحشتناکی به راستی ما انسان‌ها موجودات عجیبی هستیم؛ کاش همه چیز تغییر می‌کرد جز دل‌هایمان، اما افسوس که این دگرگونی معکوس در حالمان روییده است وچنین گرفتار یک منطق بزرگسالی می‌شویم که رحم و مهربانی و محبت و دوست داشتن‌ها را هر روز با حساب و کتاب کردن کوچک کرده‌ایم و مهربان بودن را بر مدار پول می‌سنجیم
هرساله نوروز را جشن می‌گیریم بی آنکه بدانیم مفهوم این جشن چیست بدانیم از کدام آیین سرچشمه گرفته است و البته شاید از نظر هرکسی مفهوم و معنایی داشته باشد اما به باور من نوروز یعنی نیکی کردن، مهر ورزیدن یعنی شادی انداختن در دل دیگری یعنی تولدی دوباره برای آغاز یک زندگی نو، برای مهرورزی و سخاوت و مهربانی، برای بخشش و بزرگواری و برای کمک و همدلی با همنوع، این نوروز و بهاری که در پیش رویمان است و قصد آمدن دارد، آمدنش بی محتوا نیست بوی طراوتش که می‌رسد برای ما یادآور می‌شود که این جهان جایی برای جاودانگی نیست همه ما روزی به دنیا می آییم و چند روز در این جهان گذرا زندگی می‌کنیم و روزی دیگر هم می‌میریم اما دریغ که هیچ وقت نفهمیده‌ایم خوشبختی ما در گرو شاد کردن دیگران است و انسان تا زمانی که بدین باور نرسد از رنج و مجنت رهایی نخواهد یافت و نوشدن و نوروز پیام آور این تولد و مرگ و جوانی و نشانه‌ای است برای مهربانی

Image 2

درباره ی mariwankhabar

همچنین ببینید

از سال 87 تاکنون 186 تانکر حامل سوخت در محورهای مواصلاتی کردستان واژگون شده است/جاده‌های کردستان؛ به زیبایی بهشت به ترسناکی جهنم

از سال 87 تاکنون 186 تانکر حامل سوخت در محورهای مواصلاتی کردستان واژگون شده است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *